شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
202
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
خواهد رفع شك كند از خود « 68 » . 13 ، 73 - و گفت : دفع بدى به بدى جلادت است « 69 » ، و دفع شر به نيكى فضيلت است . 13 ، 74 - و گفت : استغناى تو از چيزى ، بهتر است از استغناى « 70 » تو به سبب آن چيز . 13 ، 75 - و گفت : سعادت الهى اينجا محتاج است به سوى خيرات كه بيرون از انساناند « 71 » ، زيرا كه دشوار نيست بر انسان « 72 » كردن كارهاى ستوده بىماده و اسباب ، مثل خوبى و خوشى و زندگانى و كثرت برادران ؛ از اين جهت است كه محتاج است حكمت به سوى مملكت در « 73 » اظهار شرف و فضيلت خود . 13 ، 76 - و گفت « 74 » : كسى كه خدمت عدالت كند ، و عبادت خداى عز و جل به جا آرد ، و كردارهاى او مشتمل بر فوايد حسنه باشد ؛ نيكوست حال او ، و دوست خداست البته . و كسى كه دوست دارد خدا را ، دوست « 75 » داشتن [ 58 - الف ] خدا ، و عقل را نيز دوست « 76 » دارد ، و فضيلتهائى را كه موجب بزرگىاند دوست دارد ، گرامى گردانيده است او را البته تبارك و تعالى ، و به عهدهء خود گرفته است ، و احسان مىكند به سوى او . 13 ، 77 - و گفت : بدانيد كه لئيمان صابرتراند از روى جسم ، و كريمان صابرتراند از روى نفس ؛ نيست صبر ستوده اينكه پوست مرد سخت باشد ، و تاب زدن داشته باشد ، يا آنكه در پاى او قوت رفتار باشد ، يا دست او را قوت گيرائى و توانائى در عمل باشد . به درستى كه اينها از
--> ( 68 ) - متن : 1 : 204 : و اعجب من ذلك من احب نفسه على اليقين و ابغض غيره على الشك ( بد ترجمه شده است ) . ( 69 ) - د : جلاديست . ( 70 ) - د : و گفت : از استغاى تو . ( 71 ) - اساس : ايشان . ( 72 ) - د : پريشان . ( 73 ) - د : مملكت را . ( 74 ) - د : « و گفت » ندارد . ( 75 ) - د : كسى كه دوست داشتن . ( 76 ) - د : عقل را هر دو دوست .